گزارش برنامه بازدید از غار یخ مراد
دوشنبه 10 فروردین 1388
گزارش در یک نگاه
آدرس:
گچسر- نساء (کیلو متر 88 جاده چالوس) – 2 کیلو متر بعد از نساء
(کیلو متر 90 جاده چالوس ) سمت چپ جاده یه پل هست که میره به سمت
روستای آزادبر – ابتدای مسیر آسفالتیه که البته زیاد فرقی با خاکی
نداره که 500 متری رو که توش بری یه جاده خاکی از چپش جدا میشه و
میره به سمت غار و روستا – بعد از 4 کیلومتر به یه دو راهی میرسی
که خیلی تابلو یکیش میره سمت روستا و اون یکی به سمت غار و روستایی
که بعد غاره – از این دو راهی اگه یک کیلو متر دیگه رو به سمت راست
که همون مسیر غار باشه بری به یه پل میرسیم که بعد اون پل یه
دوراهی میشه که سمت چپی رو اگه 150 متر ادامه بدی به دهنه ی غار
ختم میشه.
نقاط مهم بین راه:
پمپ بنزین (کیلومتر 87 جاده چالوس )
نقاط جالب بین راه:
پل خواب ( کیلو متر 61 جاده چالوس) – خروجی شهرستانک ( کیلومتر
78 جاده چالوس )
مشخصات منطقه:
آنتن دهی موبایل صفر – پوشش ماهواره ای توپ – امکان آبتنی زیاد
– جای پارک ماشین هست (کنار پلی که مسیر غار و روستا از هم جدا
میشه) – جای صاف برای استراحت و نماز و صبحانه (برای ناهار و شام و
میان وعده خوب نیست فقط باسه صبونه خوبه) دارد- سرویس بهداشتی
روباز دارد.
ملزومات:
آشنائی با فنون سنگ نوردی از جمله فن آخر استاد- حداقل 30 متر
طناب- ابزار فرود(چون کسی زنده بر نگشته ابزار صعود احتیاجی نیست)-
ابزار روشنائی هم مهم نیست( با نور دلتون ببینید)- لباس گرم (دمای
این غار نسبت به غار های دیگه یه نمور پائین تره)- خوردنی جات برای
حداقل 3 وعده ی غذائی- جنبه ی پذیرش شوخی های غار نشینی (یهو یکی
پرتت کرد تو چاه سی متری از دستش ناراهت نشی)- بستنی (یه نفر دم
دهنه ی غار وایساده چک میکنه اگه بستنی نداشته باشی رات نمیده تو
غار)- چاقو (برای پاره کردن طناب همنوردان)
شرح گزارش
شنبه بعد از ظهر بود که آقای زنده دل تلفن گیرش اومده بود و
زنگید بهم. تو صداش یه لرزه ای بود که اصلا تابلو بود غار خونش
اومده پائین. دست به شلوارم شده بود و التماس میکرد بریم غار. اونم
چه غاری!؟ یخ مراد. منم که طاقت دیدن درد کشیدنشو نداشتم بالاجبار
قبول کردم. قرارمون شد ساعت 0700 شمال شمال شرق میدون آزادی. نشون
به این نشون که ساعت 0745 رسید اونجا و بلافاصله راه افتادیم.
تو جاده ترافیک بود جلب. تو راه شاهد قانون شکنی هائی بس خطرتاب
از ماموران قانون بودیم که با سرعتی نه کم از جاهائی که سبقت ممنوع
بود!!! همش تقصیر این رجبزادس.
ساعت 0940 بود که بعد از طی 88 کیلومتر رسیدیم به نساء. 3 تا
گزارش برنامه خونده بودم که همشون نوشته بودن60 کیلومتر راهه. خوب
عزیز من تو که کیلومتر شمارت خرابه گزارش ننویس. یه کم بعد نساء
سمت چپ یه پل هست که ما هیچ کاری باهاش نداریم. پس اونو رد میکنیم
و 2 کیلومتر بعد از نساء یه پل دیگس که این با اون فرق میکنه چون
ما با این کار داریم. جنب این پل یه فضای بازه که اگه دورش تخت
چیده شده و بری توش با چای و قلیون پذیرائی میشی. پس بهتره که نری
ورزشکارو چه به این صحبتا!!! بعد اینکه پل رو رد کردیم (از روش رد
شدیم) جاده ی مثلا آسفالت امتدادشو ادامه دادیم تا حدودا 600 متر
بعدش یه جاده ی خاکی ازش جدا میشه که ما هم با همون جاده ی خاکی از
اون آسفالت خوبه جدا میشیم. تو گزارش برنامه هائی که خونده بودم
بعد از طی 11-12 کیلومتر یه دو راهیه که یکیش میره به سمت غار و
اون یکیشم میره سمت روستا که ما از لب جاده تا اونجا 4.5 کیلو متر
بیشتر نرفتیم.

خلاصه بازم طبق گزارش برنامه ها که گفته بودن پیاده 1 ساعتی
راهه ما هم که حال و حوصله نداشتیم تا وقتی ماشین هست پیاده بریم
با ماشین رفتیم.از تو جاده دهنه ی غار معلوم بود.

فک کنم تو راهشون یه صبونه ای هم زده بودن که 1 ساعت طول
کشید تا برسن چون 1 کیلومتر بیشتر راه نبود تا دم پل. ساعت: 10:00

یه مختصر صبونه ای زدیم و وقتی وسیله هامونو برداشتیم که به سمت
غار بریم ساعت 1135 شده بود.از دم پل تا دهنه ی غار 5 دقیقه بیشتر
نبود.

رفتیم تو دهنه ی غار و مشعل هامونو روشن کردیم و شروع کردیم به
تجسس تو سوراخ موراخای غار. چند تا چاه گیر آوردیم که همشونو طناب
ریختیم و چک کردیم و چاه اصلی رو گیر آوردیم. اما به خاطر اینکه 2
تا از همنوردامون آشنائیشون با گره در حد گره ی کور و پاپیونی بود
و آشنائیشون با سنگ این بود که میشه باهاش گردو شیکوند به این
نتیجه رسیدیم که نمیتونن تا آخر غار رو بیان و شروع کردیم به چک
کردن کامل شعبات فرعی غار حتی اونجاهائی رو که رد نمیشدیم با پتک
شیکوندیم که رد شیم.
از اونجائی که کیف غار به اینه که تمام سوراخاشو بگردی نقشه ی
داخل غارو با اینکه کشیدم باسه ی دفعات بعدیم ولی تو گزارش نمیارمش.
ساعت 16:50 کارمون تو غار تموم شد و از غار اومدیم بیرون.

5 دقیقه بعدش به ماشین رسیدیم و شروع کردیم به خوردن ناهار تو
باد نسبتا خنک.ناهارو نمازمونو تو یه ساعت خوردیمو خوندیم و ساعت
1750 ماشین به قصد برگشت استارت خورد. به جاده ی چالوس رسیدیم و
بازم ترافیک معمول و مختص این جاده توی تعطیلات.

ساعت 20:50 بود که به سه راههی پارس خودرو رسیدیمو آقای زنده دل
نگه داشت جوری به من نگاه کرد که باید از ماشین پیاده شم. منم کم
نیاوردم و جوری نگاش کردم که باید منو برسونه همون جائی که سوارم
کرده. بعد زنده دل جوری به بقیه نگاه کرد که یعنی بقه جوری منو
نگاه کنن که من باید پیاده شم. منم که دیدم اونا بیشترن و اگه دوا
شه من کتک میخورم جوری نگاشون کردم که انگار میخوام پیاده شم. بعد
آقای زنده دل در صندوق و باز کرد. این بدین معنی بود که من باید
بقیه ی راهو خودم میرفتم. منم کوله و طنابم و برداشتم و دست در جیب-
گریه کنان و سنگ شوتان رفتم کنار اتوبان تا بیام خونه.
مطلبی چند درباره ی غار:
از اونجائی که این غار استلاگمیت و استلاگتیت نداره و معروفیتش
به خاطر قندیل های یخی زیباشه پیشنهاد میکنم سال بعد برید چون ما
همه ی قندیل هاشو شیکوندیم که دیگه کسی خودشو اذیت نکنه به خاطر 4
تا قندیل این همه راهو بیاد.
توی مسیر چند تا چاه هست که باید طناب بریزید و فرود برید که
بعضی از این چاه هارو اگه فرود نرید و به مسیرتون ادامه بدید توی
ادامه ی همون مسیر به پائین اون چاه میرسید. بعضی از چاه ها هم کور
هستند و به جائی راه ندارن.
قندیل های این غار از برف های آب شده ایه که از سطح زمین نفوذ
کرده و به غار ریخته و به خاطر جریان هوائی که توی غاره و دلیلش
منفذ های غاره این آب ها یخ زده و ترتیب تشکیل این قندیلا رو داده.
پس بهترین زمان رفتن به این غار اسفند و فروردینه که قندیل ها به
نهایت زیبائی و کمالشون میرسن. که البته در تمامی فصول سال میشه تو
ای غار قندیل هارو دید اما کم و زیادش بسته به فصلشه.
مکان های تفریحی غار:
از جمله مکان های تفریحی این غار میتوان به استخر مقابل غار و
سرسره های متعدد درون غار که بهترینش ابتدای دهنه ی غاره اشاره کرد.

این غارو به خاطر اینکه در طول سال توش یخ و قندیل هست و اعتقاد
اهالی به مراد دادن این قندیل ها اسم اونو یخ مراد گذاشتن.
ارتفاع این غار از سطح دریا میگن 2500 متره که بعید نیس اینم
مثل آدرسا به همون دقت باشه. ایشالا دفعه ی بعد با تیم حرفه ای تر
و مجهز تری میریم و آمار بهتری از غار مخصوصا طبقات زیرین غار که
میگن استلاگمیت و استلاگتیت های اسفنجیش اونجاس بدست میاریم و تو
سایت میذاریم.
با تشکر از کلیه ی دوستان و دشمنانی که ما رو در انجام این
برنامه یاری کردند و سنگ جلو پامون انداختند از جمله: همسر آقای
زنده دل که اجازه دادن ایشون بیان برنامه- فدراسیون پزشکی ایران-
فدراسیون غار نوردی- فدراسون سنگ نوردی- فدراسیون کوه نوردی-
فدراسیون ورزش های رزمی- پلیس راه- پلیس + 10- گشت ارشاد- همیاران
پلیس- راهدار خانه ی استان قزوین- سوپر مارکت محل- نانوائی بربری و
سنگکی آقای زنده دل که از هر کدوم 4 تا خرید- سینما آفریقا- نوین
رایانه- فروشگاه های هماهنگ لاوان- جنگل بانی استان گیلان- صدا و
سیمای جمهوری ایران- سردار رجب زاده- پلیس پیشگیری جرم و ... .
گزارش از مجتبی ورکش
ارسال
نظرات در ارتباط با
برنامه های گروه |