کمپ گروه فرهنگی کوهنوردی کوه نوردی شهید تقی و مرتضی ورکش ایستگاه صلواتی سایت اطلاع رسانی سردار رشید اسلام سرتیپ پاسدار شهید عین الله قاسمی حاج عبدالله  
 

 
صفحه اصلی ایستگاه صلواتی شهید ورکش شهیدان مرتضی و تقی ورکش درباره ما تماس با ما           
 
 
         
 
     
 
 

__________   عناوین اصلی   __________


bullet عضویت در گروه
bullet مطالب آموزشی
bullet گالری تصاویر برنامه ها
bullet آخرین اخبار
bullet تقویم کوه نوردی
bullet دوره های آموزشی
bullet سایت های مرتبط

 

___________  برچسب  ___________

گزارش اجمالی فعالیتهای ایستگاه صلواتی - آخرین اخبار کوهنوردی - گالری تصاویر برنامه ها - تقویم کوه نوردی - عضویت در گروه -  تصاویر کویر ورزنه - دوره های آموزشی - سایت های مرتبط - گزارش جامع فعالیت های ایستگاه صلواتی - شهیدان مرتضی و تقی ورکش - افطاری09124075789 - خیرات -   تصاویر کویر مرنجاب - سالگرد خاکسپاری شهدای گمنام - مطالب آموزشی - سومین سالگرد شهادت - آسمانیها - گالری تصاویر کارآموزی سنگنوردی -

 
 
 
 

به نام خالق روشنایی

گزارش برنامه یال چهار پالون

جمعه 28 فروردین 88

 

عبور از سنگ و برف در مسیر یال چهارپالون - قله توچال - پناهگاه شیرپلا - پیازچال -گردنه لوپهنه - آبشاردوقلو - پاسگاه داوودی  - برفکوبی - برف کوبی - کافه رجب - قهوه خانه - عبدالله ریش

 

 

وضعیت جوی : ابری همراه با بارش برف

سرپرست : مهدی ورکش

محل تجمع : دربند ، میدان مجسمه

ساعت تجمع : 6صبح

همنوردان : آقایان مهدی ورکش(سرپرست) ، مجید نبیان (سرقدم) ، حسن سنایی ، رضا سنایی ، سید مجید فتوحی ، علی اصغر رضایی و محمد علی ذاکری

 

برنامه در یک نگاه :

زمان مکان
6:10 شروع حرکت از دربند ، میدان مجسمه
7 دو راهی اسون
9:10 شیرپلا
10:45 حرکت به سوی یال چهارپالون
12:45 یال چهارپالون ، ارتفاع 3100 متری
13:20 شیرپلا
14 حرکت به سمت اوسون
17:30 دربند و پایان برنامه
8:30 کل ساعات حرکت
2:25 کل ساعات استراحت

 

مشروح گزارش :

برنامه قرار بود که ساعت 6 از کنار میدان مجسمه شروع شود که من با پیگیری فراوان 10 دقیقه زودتر رسیدم و بعد دوستان دیگر یک به یک آمدند به جز دوست شفیقم جناب همایی . بعد از احوالپرسی آماده حرکت شدیم که همان لحظه آقای سنایی تماس گرفتند و اعلام کردند که به اتفاق پدرشان در شیرپلا به گروه ملحق می شوند .

حرکت راس ساعت 6:10 دقیقه از پله هایی که در شرق میدان بودند شروع شد. گذر از کنار کافه ها و قهوه خانه های دربند صفای خاصی داشت که نگاه من رو به خودش جلب می کرد اما چه کنیم که سرابی بیش نبود چون ما فقط از کنارشون رد می شدیم ...

به دوراهی پس قلعه رسیدیم که یک راه به بندیخچال ، دیواره و جانپناه شروین ، قله اسپیلت ها و راه دیگر به شیرپلا ، اسون و در نهایت به قله توچال منتهی میشود ، مسیر پناهگاه شیرپلا را در پیش گرفتیم ، آقای ورکش در مورد احتمال بارش برف صحبت میکردند و در کنار حرکت ما، رفته رفته آبی آسمان نیز جایش را با سفیدی ابر ها عوض می کرد و گاهی با بارش چند قطره باران به ما نوید رحمت الهی را می داد .

ساعت 7 بود که به دو راهی اوسون رسیدیم سمت راست به طرف شرپلا و سمت چپ به روستا و باغات اسون می رسید که البته از اسون نیز می توان به شیرپلا رفت ، ولی مسیر دورتر می شود ، در ضمن ارتفاع تا دوراهی اسون به 2039 متر می رسد ، ما در همین جا چند دقیقه ای استراحت کردیم و تنقلاتی میل کردیم که بارش برف نیز به آن اضافه شد تا لذت ما از طبیعت دوچندان شود . پس از استراحت مسیر سمت راست را برای رسیدن به شیرپلا انتخاب کردیم ، تا حدود نیم ساعت از مسیر را که ادامه دادیم مسیر پاکوب بود ولی کم کم به مسیر سنگی رسید که به همت فدراسیون و به علت جلوگیری از بروز خطر مسیر را با طناب مورد حمایت قرار داده بودند ...

لازم است که بگویم یکی از جاذبه های این مسیر ترکیبی بودن آن می باشد . با گذر از صخره ها و در نزدیکی شیرپلا یک راه فرعی در سمت راست می باشد که به جانپناه شروین متصل می شود . مسیر را ادامه دادیم تا اینکه ساعت 9:10 دقیقه به شیرپلا رسیدیم ناگفته نماند که علی از همه زودتر به شیرپلا رسیده که این رو به پای علاقه اش به درس می گذارم ، چون یک کتاب درسی هم با خود آورده بود که در کوه درس بخواند !! ؟...

شیرپلا یکی از معروف ترین و مجهزترین پناهگاه های توچال بوده و تقریبا 3 ساعت تا قله فاصله دارد ، در غرب این پناهگاه نیز آبشار دوقلو خودنمایی می کند ، جانپناه و دیواره شروین ، قله اسپیلت ها و بند یخچال نیز در شرق پناهگاه می باشند که راه دسترسی به آن کمی پایین تر از پناهگاه می باشد . اما از شیرپلا به سمت شمال یک 2 راهی در ابتدای مسیر قرار دارد که مسیر صعود به قله را به شمال غرب اردوگاه و مسیر یال چهارپالون ، پیازچال و کلکچال را به سمت شمال شرق متمایل می کند در ضمن تابلوهای راهنما به وضوح کار خود را انجام می دهند که کمال تشکر را از این تابلوها دارم ، ولی مسیر دیگری وجود داشت که به خاطر آن ما به هیچ کدام از این مسیر ها ادامه ندادیم و آن مسیر ورود به پناهگاه بود ، وارد پناهگاه شدیم ولی صندلی 5 نفره خالی وجود نداشت ولی با فنونی که به کار بردیم یک میز را خالی کردیم و شروع به صبحانه خوردن نمودیم.

یکی از بهترین غذاها برای صبحانه تخم مرغ آب پز می باشد که آقای ورکش و تخم مرغ آب پزاشون حکایتی بسی به یاد ماندنی در این برنامه از خود به جا گذاشتند که دستشون درد نکنه ، به هر حال صبحانه هم به پایان رسید ... بعد از صبحانه نیز آقای سنایی و پدر بزرگوارشون را ملاقات کردیم که از اینجا به بعد همسفر و همنورد برنامه بودند .

ساعت 10:45 دقیقه به اتفاق جناب حسن سنایی و رضا سنایی که به همنوردان اضافه شده بودند آماده حرکت شدیم ، لازم به ذکر می باشد که از شیرپلا به بالا حجم برف زیاد بود و لازم به بستن گتر و اضافه کردن لباس بود ، سرپرست گروه لحظاتی با دوستانی که در کمپ پیشگیری از حوادث کوهستان بودند صحبت کردند ، آنان از احتمال ریزش بهمن و وجود برف زیاد سخن می گفتند و اینکه جلوی خیلی ها را که به سمت یال چهارپالون می خواستند بروند گرفته اند ، اما آقای ورکش تصمیم گرفت که برویم ، علی نیز به علت نداشتن تجهیزات زمستانی در ایستگاه ماند تا درس بخواند !

حرکتمان به سمت یال شروع شد ، مسیر آنقدری برف داشت که از همان اوایل یال شروع به برف کوبی کردیم که این کار را به نوبت انجام می دادیم ، برنامه وارد یک مرحله هیجان انگیز شده بود ، کمی که از شرق رودخانه گذر کردیم به دلیل احتمال ریزش بهمن یک شیب تند را به صورت مستقیم بالا رفتیم ، چرا که تراورس در اینجور مسیرهای بهمن خیز موجب شکسته شدن برف ها و ریزش بهمن می شود ، مسیر را به سمت بالا ادامه دادیم تا به جایی برسیم که حجم بیشتر برف در پایین دست ما باشد و بعد از چند دقیقه به آن نقطه رسیدیم ، تراورس را باید از آنجا شروع می کردیم که آقای ورکش به این دلیل که خطر بهمن را احتمال می دادند گفتند که یک نفر یک نفر این کار را انجام دهیم ، بنده حرکت کردم ، هنوز چند قدمی حرکت نکرده بودم که تا بالای زانوهایم در برف فرو رفت ، طبق صحبت های آقای ورکش سعی کردیم که قدمهایمان را با فاصله برداریم تا از ریزش بهمن جلوگیری کنیم .

 

عبور از سنگ و برف در مسیر یال چهارپالون - قله توچال - پناهگاه شیرپلا - پیازچال -گردنه لوپهنه - آبشاردوقلو - پاسگاه داوودی - کافه رجب - قهوه خانه - عبدالله ریش

 

حرکت را یک به یک ادامه دادیم تا به نزدیک خط القعر رسیدیم آبی در انتهای آن در حرکت بود و روی آن را برف گرفته بود که آقای نبیان با یک حرکت انتهاری از آن رد شدند و ما هم بعد از ایشان رد شدیم ، در همین لحظه با فرستادن صلوات هایی جان تازه گرفتیم و به مسیر یال ادامه دادیم ، در ضمن در غرب یال نیز مسیر اصلی صعود به قله مشخص بود .

 

عبور از سنگ و برف در مسیر یال چهارپالون - قله توچال - پناهگاه شیرپلا - پیازچال -گردنه لوپهنه - آبشاردوقلو - پاسگاه داوودی  - برفکوبی - برف کوبی - کافه رجب - قهوه خانه - عبدالله ریش

 

یال چهار پالون نیز از مسیر های فرعی صعود به قله توچال می باشد . بعد از گذر از چند شیب تند چند لحظه ای استراحت کردیم ، آقای ورکش هم یک چای گرم شیرین همراه با دارچین مهمانمان کردند که حسابی هم گرم شدیم و هم از شیرینیش انرزی گرفتیم و به یاد بروبچ ایستگاه صلواتی چایی رو میل کردیم .

 

عبور از سنگ و برف در مسیر یال چهارپالون - قله توچال - پناهگاه شیرپلا - پیازچال -گردنه لوپهنه - آبشاردوقلو - پاسگاه داوودی  - برفکوبی - برف کوبی - کافه رجب - قهوه خانه - عبدالله ریش

 

بعد از گذر از این لحظات شیرین به حرکت خود ادامه دادیم و دوباره به مسیر های بهمن خیز رسیدیم و حرکت یک به یک شروع شد ، جناب آقای حسن سنایی حرکت را شروع کردند و بقیه گروه نیز به ایشان ملحق شدیم که گهگداری تندباد رخ می داد که سرعت بعضی از آنها به حدود 30 کیلومتر در ساعت می رسید.

مسیر ادامه پیدا کرد تا جایی که در ساعت 12:45 به ارتفاع تقریبی 3100 متر رسیدیم. از آنجا زین اسبی ، قله کلکچال و اسپیلت مشخص بودند که نمای شرقی آنان از چهارپالون به خوبی مشخص بود ، از غرب نیز مسیر قله ادامه داشت ، توضیحاتی از منطقه توسط آقای ورکش ارائه شد و سپس به سمت شیرپلا و از طرف دره ای که منتهی می شد به سمت پیازچال ادامه مسیر دادیم و بعد از کمی کم کردن ارتفاع به جنوب غربی حرکت کردیم و در نهایت ساعت 13:20 دقیقه به شیرپلا رسیدیم . علی را دیدیم که در انتظار ما بود ، او یک تفاوت هایی کرده بود اصلا علی سابق نبود، البته حدس هایی زدیم که در ادامه گزارش عرض می کنم ...

نهار را در شیرپلا خوردیم و در ساعت 14 به سمت اوسون حرکت را شروع کردیم . تا ابتدای یال قله توچال مسیر مشترک بود و بعد از آن مسیر ما به سمت جنوب جدا می شد ، ساعت 14:45 به یک چشمه و بعد از آن دو راهی رسیدیم که مسیر سمت چپ به ایستگاه پنج تله کابین و پلنگ چال و مسیر سمت راست به اسون می رسید که ما به سمت اسون ادامه حرکت دادیم ، علی نیز تا اینجا نسبتا خوب بود اما از اینجا به بعد علائم خاصی در وی ظاهر شد که منجر به جنبو جوش خاصی در وی شده بود ، علتش را متوجه نشدیم ولی حدس زدیم که به علت درس خواندن در ارتفاع باشد ، اسم بیماریش را کتاب گرفتگی ارتفاع نامیدیم ، آقای فتوحی هم قصد داشتند که در مورد واژه گِلگشت تحقیقاتی انجام دهند که بنده توضیحاتی تجربی از سفر گِلگشتمون با آقای ورکش به ایشان دادم ، ساعت 17:30 دقیقه نیز به دربند رسیدیم و برنامه به پایان رسید .

نکته:
تغییرات آب و هوایی در بهار بسیار زیاد و سریع اتفاق می افتد و ما همیشه باید لباس مناسب به همراه داشته باشیم

 

عکس از مجید نبیان

گزارش از محمد علی ذاکری

خدانگهدار

ارسال نظرات

 
 
     
 
         
 
 

کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به مجموعه فرهنگی ورزشی شهید ورکش می باشد.